سوگند پریسان به قلم مریم جاری
پارت پنجاه و نهم :
فصل دهم:
گذر زمان باز هم روی کدورت بین افشین و پریسان سایه افکند...
پریسان پی حرفهای آریا را نگرفت و سعی کرد کمی بیشتر با سلایق افشین کنار بیاید. مابقی تابستانش را به کلاسهای رانندگی اختصاص داد. علاوه بر آن علیرغم میل باطنیاش و به اصرار افشین نام او را با چند طرح مختلف و زیبا در پشت کمر، بالای بازو، مچ پا و چند جای دیگر بدنش خالکوبی کرد، جدای آن جلسات متعددی هم حمام آفتاب
مطالعهی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۸۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
ریحانه
1الهی مادر برات بمیررررره😢😢😢سر قبر مادرش چه عذابی بدوش میکشید جیگرم سوخت😭😭🤧
۱ سال پیش
مریم جاری | نویسنده رمان
😔😔😔 ممنونم🌷💜
۱ سال پیشمینو
2عالی بود احسنت مریم قشنگم،بازهم گل کاشتی هنرمند،
۱ سال پیش
مریم جاری | نویسنده رمان
خوش بخونی مینو جان 🌷💚
۱ سال پیشتارا
1ای کاش حداقل *** نمی کرد.. چقدر کوتاه اومد پرییلن بخاطر درخواست های جورواجور این...خیلی عالی خانم جاری..چقدر حس *** به پریسان دارم البته فقط ازلحاظ غرور و زود جوش آوردن و زبون درازی🫢🤐یعنی انگار منم که زود عصبی میشم یه چیزی میگم بعد پشیمون میشم و زبونم نمیچرخه عذرخواهی کنم.😣😓
۱ سال پیش
مریم جاری | نویسنده رمان
ممنونم تارا جان... عزیزم، متاسفانه عذرخواهی رو خیلیامون فقط از طرف مقابل انتظار داریم اما این یک مهارت معاشرتیه و با تمرین میشه آموختش و به موقع به کار گرفتش... نباید ازش غفلت کنیم💞🌸🌷
۱ سال پیششیرین
1درسته بیشتراشتباهارو افشین کرده اما راست میگه پریسان عذرخواهی بلد نیست گاهی میدونه اشتباه میکنه اما زبونش نمی چرخه یه ببخشیدبگه ولی اینم بگما.... .خیلیا عذرخواهی بلدنیستن و فقط این توقعو از اطرافیا دارن ممنونم مریم جون🙏🙏💝
۱ سال پیش
مریم جاری | نویسنده رمان
بله، عذرخواهی کردن یک مهارت معاشرتیه و باید با تمرین آموختش🌸💙
۱ سال پیشالسا
2دستمریزاد مریم خانومیییی👏👏👏👏👏عالی بود
۱ سال پیش
مریم جاری | نویسنده رمان
نوش نگاهت🥰🌸
۱ سال پیشالسا
0چرا همچین کرد پریسان بنظرم باید عاقلانه تر برخورد میکردو سبب این داد و بیداد نمیشد فوقش میداد فرشارو مشستن
۱ سال پیش
مریم جاری | نویسنده رمان
تند رفت اما شاید اگر شما هم تو اون موقعیت بودید، همینطور رفتار میکردید💚🙏
۱ سال پیشتارا
0پریسان وافشین منظورم بود که اشتباه تایپی شده.
۱ سال پیشنسرین
1با اینکه خیلی با هم تفاوت دارن ولی همیشه یه حرمتی بینشون هست و بنظرم همین حرمته که تا حالا با همن
۱ سال پیش
مریم جاری | نویسنده رمان
درسته ولی خیلی جاها هم حرمت شکستن، خصوصا افشین. ممنونم💞🍀
۱ سال پیشاکرم بانو
0به نظرم قهر مال بچه هاست...هرچندپریسانم کم اشتباه نداره،اما قهرهای اینجوری رو قبول ندارم
۱ سال پیش
مریم جاری | نویسنده رمان
کمسنه و بیشتر از سر لجاجته، البته به رفتار اشتباهه. اما فقط همین نقطهضعف رو از همسرش داره که زورش میرسه🙈 ممنونم بانو جان💜
۱ سال پیشترنم رادفر
0ممنونم عزیزم مثل همیشه عالی خسته نباشی❤
۱ سال پیش
مریم جاری | نویسنده رمان
منم از حضور و حمایتت بینهایت سپاسگزارم💜
۱ سال پیشترنم رادفر
0حالا چند ماه از دوستات دل بکن افشین خیلی رفیق بازه درسته تو پارت گفته شده با پری کمی وقت گذرونده ولی باید بیشتر کنارش باشه
۱ سال پیش
مریم جاری | نویسنده رمان
بله، برای حفظ زندگیشون هر دو طرف باید بیشتر از اینها تلاش کنن🍀💞
۱ سال پیشترنم رادفر
0پس همه چی هم طبق خواسته افشین پیش رفته و بازم رفتار افشین اینجوری شده
۱ سال پیش
مریم جاری | نویسنده رمان
خواستههای افشین تمومی نداره🤦♀️
۱ سال پیشترنم رادفر
0پری هم میخواست همه چی باب میل افشین باشه اونم تو ذوقش زد و رفت و بازم تنها موند البته اونم کم مقصر نیس و تندی کرد
۱ سال پیش
مریم جاری | نویسنده رمان
داره سعی میکنه تا حد ممکن تحمل کنه یا حتی اصلاح، چون هنوز بهش نیاز داره😔
۱ سال پیشزهرا z
0بلاخره پریسان گفت اشتباه کردم سهند و رد کردم و چقدر زندگی پریسان نفرت انگیز شده ممنون خانم جاری عزیز🙏❤️
۱ سال پیش
مریم جاری | نویسنده رمان
ممنونم از حضورت عزیزجان 🍀💞
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...

ثریا
2نمیشه جداشن؟ 👀